اعتراف گناهان و توبه
شنیدن حقیقتهای ناخوشایند سخت است، بهویژه زمانی که آن حقیقت به خود ما مربوط میشود و نیاز به تغییر داریم. ما معمولاً ترجیح میدهیم مشکلات را در زندگی دیگران پیدا کنیم و دربارهٔ اینکه آنها چه چیزهایی را باید تغییر دهند صحبت کنیم؛ اما اگر صادقانه به زندگی خود نگاه کنیم، هر روز میتوانیم افکار، سخنان یا اعمالی را پیدا کنیم که نادرست هستند.
اغلب بهجای روبهرو شدن با حقیقت، به یکی از این سه شکل عمل میکنیم:
۱) مشکل را نادیده میگیریم. همه چیز را زیر فرش پنهان میکنیم و سعی میکنیم گناه را مخفی کنیم. طوری رفتار میکنیم که انگار هیچ اتفاقی نیفتاده، یا بهخاطر غرورمان نمیخواهیم طلب بخشش کنیم، یا بهخاطر شرم.
۲) خودمان را با دیگران مقایسه میکنیم و نتیجه میگیریم که آنها از ما بهتر نیستند: «آنقدرها هم بد نیست. همهمان انسانیم.»
۳) در نهایت، خودمان را توجیه میکنیم؛ شرایط یا گذشته را مقصر میدانیم و میگوییم چارهٔ دیگری نداشتیم: «دست خودم نبود!»
این راهها برای نجات خود و پوشاندن واقیعت است اما در حقیقت این روشها ما را به سمت بیعدالتی میبرند و دروغهای زنجیرواری بوجود میآید که نشات گرفته از ترس ما برای جلوگیری از آشکار شدن حقیقت است و وجدانمان را نادیده میگیریم در نتیجه رفته رفته کمتر و کمتر متوجه میشویم که چقدر به خود و دیگران اسیب میزنیم.
هر که گناهان خود را بپوشاند، کامیاب نخواهد شد، اما هر که آنها را اعتراف کند و ترک نماید، رحمت خواهد یافت. امثال 13:28
گناه چیست؟
اولاً، واژهٔ «گناه» در کل به نیرویی اشاره دارد که بر جهان و بر انسانها حاکم است. گناه ما را در افکار و رفتارهای ویرانگر گرفتار میکند. اما خدا راهی برای آزادی از قدرت گناه به ما ارائه میدهد. اگر راه او را انتخاب کنیم، او زندگی تازهای به ما میبخشد و ما «تولد تازه» به دست می اوریم.
ثانیاً، واژهٔ «گناه» میتواند به خطاها و نافرمانیهای مشخص و فردی نسبت به فرامین خدا اشاره داشته باشد. تنها خداست که حق دارد تعیین کند چه چیزی خوب و چه چیزی بد است. او قوانینی قرار داده که برای صلاح و محافظت ما هستند. با این حال، گناه فقط به رفتار محدود نمیشود؛ اعمال ما در واقع از افکار و خواستههای درونی ما سرچشمه میگیرند. عیسی این موضوع را در متی ۵: ۲۷-۲۸ توضیح میدهد: «شنیدهاید که گفته شده، ”زنا مکن.“ امّا من به شما میگویم، هر که با شهوت به زنی بنگرد، همان دم در دل خود با او زنا کرده است.
پس شما کامل باشید چنانکه پدر آسمانی شما کامل است (مَتّی 5: 48). این بدان معناست که موضوع فقط اجتناب از کارهای نادرست نیست، بلکه مسئولیت انجام کارهای درست نیز هست. بنابراین، هر که بداند چه کاری درست است و آن را انجام ندهد، گناه کرده است. (یعقوب 4: 17). در نتیجه، گناه شامل تمام افکار، سخنان و اعمالی است که برخلاف معیارهای خدا هستند.
عواقب گناه
ما میتوانیم بر ضد خود، بر ضد دیگران و بر ضد خدا گناه کنیم. پیامدهای گناه میتواند کموبیش جدی باشد. بسته به اینکه چه کسی تحت تأثیر قرار گرفته باشد: آیا گناه فقط در افکارم بوده؟ آیا رفتار من باعث ضرر و آسیب به دیگران شده است؟ یا حتی دیگران را نیز در این گناه درگیر کردهام؟
در هر صورت، این گناه در برابر خداست و رابطهٔ من با او را آسیب میزند. وقتی آنچه خدا میخواهد انجام نمیدهیم، در واقع آنچه را انجام میدهیم که شیطان میخواهد؛ و او همیشه بر خلاف خواست خدا عمل میکند. وقتی گناه میکنیم، دری را برای شیطان باز میکنیم و به او اجازه میدهیم در زندگی ما نفوذ داشته باشد. بهعبارت دیگر، گناه همیشه لعنت به همراه دارد (برای مثال: کسی که دروغ میگوید بدگمان میشود؛ طمع باعث نارضایتی دائمی میشود؛ احساس گناه ما را فلج میکند). تنها راه رهایی از این لعنت و بستن دوبارهٔ آن در، اعتراف به گناه و بازگشت کامل از آن است.
توبه کردن قدم به قدم:
در ابتدا دعا کن: خداوندا، چشمانم را باز کن تا گناهم را همانگونه که تو میبینی ببینم.
1. شناختن گناه
من از توجیه کردن مسئله دست میکشم و کاملاً صادق میشوم: کاری که انجام دادم اشتباه بود. گناه من نیز چیز کوچکی نیست که بتوان آن را نادیده گرفت، بلکه پیامدهای منفی برای من و دیگران دارد. اکنون مسئولیت آن را میپذیرم.
2. اعتراف به گناه:
من خطای خود را در برابر خدا میپذیرم و میگویم که متأسفم. اگر بر ضد دیگران گناه کردهام، گناهانم را نزد آنان نیز اعتراف میکنم و طلب بخشش میکنم.
3. ترمیم کردن یا اصلاح
اگر دیگران از گناه من آسیب دیدهاند، هر کاری که بتوانم انجام میدهم تا خسارت را جبران کنم.
4. تصحیح افکار و رفتار
بعد از روی برگرداندن از گناه، به سمت چیزی که خداوند خواسته رو میآورم. ذهن و عادتهای خود را بررسی میکنم و شروع میکنم مطابق افکار و خواستههای او فکر و زندگی کنم.و از او میخواهم که در این راه به من کمک کند.
در پایان از خود بپرس: آیا مطمئن هستم که خدا این گناه را به من بخشیده است؟ اگر پاسخ تو منفی است، به دنبال حمایت یک راهنما یا کمککننده باش.
ولی اگر به گناهان خود اعتراف کنیم، او که امین و عادل است، گناهان ما را میآمرزد و از هر نادرستی پاکمان میسازد. ۱یوحنا 9:1
نکات بیشتر
- پشیمانی
- اگر سعی کنم یکی از مراحل را حذف کنم، این نشانهای است که واقعاً از تمام کاری که انجام دادهام پشیمان نیستم.
- از دیگران کمک گرفتن
- اغلب بهتنهایی برای ما بسیار دشوار است که همهٔ مراحل لازمِ توبه را طی کنیم. اما وقتی گناه دیگر پنهان نباشد، قدرت خود را از دست میدهد. به همین دلیل یعقوب 5: 16 ما را تشویق میکند که این مسیر را تنها نرویم: پس نزد یکدیگر به گناهانِ خود اعتراف کنید و برای یکدیگر دعا کنید تا شفا یابید. دعایِ شخص پارسا، با قدرت بسیار عمل میکند.
- وجدان ما
- وجدان ما مانند یک صدای درونی میتواند زمانی که در آستانهٔ شکستن یک قانون هستیم به ما هشدار دهد. این وجدان تحت تأثیر محیطی که در آن رشد کردهایم و آنچه «درست» و «نادرست» تلقی شده شکل میگیرد. اما اینها لزوماً مطابق با معیارهای خدا نیستند.
به این معنا که ما نمیتوانیم فقط به وجدان خود تکیه کنیم. گاهی وجدان ما هشدارهای اشتباه میدهد، و در برخی موارد نیز آنقدر کُند و بیحس میشود که حتی وقتی چیزی در نظر خدا گناه است، به ما هشدار نمیدهد. ما نیاز داریم بررسی کنیم که خدا چه چیزی را گناه میداند، و اجازه دهیم او افکار و احساسات ما را در این زمینه تغییر دهد.
- از چه کسی باید طلب بخشش کنم؟
- گناه همیشه باید نزد افرادی اعتراف شود که از پیامدهای آن آسیب دیدهاند. این یعنی باید از همهٔ کسانی که به آنها آسیب زدهام طلب بخشش کنم. اگر فقط در افکارم نسبت به کسی گناه کردهام، آن را نزد خدا اعتراف میکنم و نباید آن را نزد آن شخص ببرم. اگر مطمئن نیستی چگونه و با چه کسانی باید صحبت کنی، از فردی که در این مسیر به تو کمک میکند راهنمایی بگیر.
آزمودن خودم
غلاطیان 5: 19-21 را بخوانید. دو دقیقه وقت بگذارید و از خدا این سؤال را بپرسید و یادداشت بردارید:
خداوندا، من در کجا علیه تو یا علیه دیگران گناه کردهام؟
کاربرد
در ابتدا میخواهم با کدام مسائل مقابله کنم؟ چه کسی باید در این مسیر از من حمایت کند؟
بهطور مشخص توضیح بده که چگونه ادامه خواهی داد!